
دلم گرفته همسفر
هوای گریه دارم
تو این شبای بی کسی
بی تو لحظه شمارم
خط خطي شده بدست در یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت 2:48 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
|
منو با یه بوسه ببر تا ستاره... بمونو یه لحظه نگام کن دوباره...
تو چشمای نازت یه دنیا امیده... منو با یه بوسه ببر تا سپیده... تو بودی که عشق و به قلبم سپردی... منو تا به جشن شب و آینه بردی... تو که باشی دنیا قشنگه همیشه... دیگه حتی پرواز برام ساده میشه... منو با یه بوسه ببر تا ستاره... یه شب زیر بارون صدام کن دوباره... بذار جون بگیرم از حرم نفس هات... طلوعی بپا کن با آتیش دستات... هنوز عطر موهات توی خونه مونده... نگاهت منو تا به ابرا رسونده... تو همزاد نوری یه نور مقدس... به تو دل سپردن گه آسون و ساده است... کمک کن که از عشق ترانه بسازم... هزار بار دیگه به تو دل ببازم... غمت رو به دست فراموشی بسپار... بگو نازنینم که خوابی یا بیدار... منو با یه بوسه ببر تا ستاره... بمونو یه لحظه نگام کن دوباره... تو چشمای نازت یه دنیا امیده... منو با یه بوسه ببر تا سپیده... |
خط خطي شده بدست در شنبه 27 بهمن1386 ساعت 8:55 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
و تو دوباره در گذار از كوچه ي زندگيم،
از پشت پنجره ي قلبم،
با تلنگري بر شيشه ي ترك خورده ي احساسم كوبيدي و بي آنكه ميزبان نگاهي باشي،
خانه ي دلم را در ويراني لرزه ي حضورت تنها رها كردي!
... و تو بازهم بي خبر از حضور چشمان من،
چون عابري از كوچه ي زندگيم گذشتي و مرا در بن بست پريشاني و پرسش تنها گذاشتي!
... واين تنها و تنها پيشكش تو بود به قلب پر تپش و بي تاب من!
در آن لحظه سايه ي نگاه تو،
خاكستر غبار زمان را از گرد آتش شعله ور عشق تو در قلب بي حصار من پس زد،
دانستم كه بار ديگر شروعي در زندگيم طلوع خواهد كرد
... حضور تو همواره برايم پيام آور طراوت و سر زندگي بوده، اما اينبار كه ديگر آتش نشاني به فرياد حريق جانم نمي رسد،حضور تو مرا حساس تر و هراسان تر از هميشه كرده است
!
... اينبار ديگر آتش عشق تو شعله نمي كشد،
اين جرقه ي حضور توست كه شمعي در زير خانه ي دل من برفروخته و آرام آرام اين كاشانه را گرم و گرمتر مي كند ...
... و من در هراسم از روزي كه اين شعله،
بدون شبنم حضور تو،
آتشي بيفروزد و بار ديگر جان نيمه ي مرا بكام خود فرو برد!
مدت ها بود كه به خيال خود فراموشت كرده بودم،
روزها بود كه ديگر انتظار چشمانت را نمي كشيدم،
هفته ها بود كه ديگر از پشت ديوار جانم پاورچين پاورچين به خانه ي احساسم سرك
نمي كشيدي،
و ماه ها بود كه بغض من ديگر نام تو را برزبان نمي آورد
!خيال نكن كه اين خيال ساده و بي كوشش به سراغم آمد،
نه،
من براي پنهان كردن آفت عشق تو
مزرعه ي قلبم را هرگز، لحظه اي سمپاشي نكردم
نه
!من فقط با ياد خدا در آن گاه كه باغچه ي احساسم را حرص مي نمودم،
تو را همچون گل ناياب و عزيزي در گلداني جدا كاشتم و
آن را در گلخانه ي زيباترين هاي جانم بايگاني كردم
......
به اين اميد كه تو تنها عطري باشي در هواي خاطرم ...اما تو هنوز هم برايم خود احساسي،
خود طراوتي،
خود نجابت
...كه با گذار پر متانت خود از مقابل دروازه ي ديدگانم،
بار ديگر كاشته ام را نقش بر آب كردي
!
خط خطي شده بدست در شنبه 20 بهمن1386 ساعت 9:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
گل اگر خشك شود ساقه اش می ماند ...........
دوست اگر جدا شود خاطره اش.............
خط خطي شده بدست در سه شنبه 16 بهمن1386 ساعت 5:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرين خط خطي ها
درد و دل

برای دیدن تو روز شماری میکنم تا از راه برسی و مانند نسیم خنک بهاری خانه دلم رو تازه کنی
تاکی... دیگه چقدر انتظار در راه تو...
تو ای خورشید زیبای روزها و شبهایم
دگر کی طلوع خواهی کرد؟
فهرست اصلی
دوستان عاشق
خط خطي هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY