با من بمان ای همصدا ، تا آخره اسم سفر
از جاده های پر خطر ، این خسته را با خود ببر
با من بخوان ای همنوا ، شعر سپید عاشقی
این واژه را با هر زبان ، تنها توئی که لایقی
من صد بیابان عاشقم ، دریای عشقم را ببین
از آسمان قلب من ، گلهای حسرت را بچین 
در کوچه های عاشقی ، من عابری دلخسته ام 
از من گذشتم با دلم ، چون بر دلت دل بسته ام 
در فصل سرد عاشقی ، من گرم پندار توام 
در وصف عشقت مانده ام ، حالا پی شعری نوام
در شهر بی سامان شب، با یاد تو من شاعرم 
از قصه های شهر شب ، تنها توئی در خاطرم ...










ده شاخه گل برایت میفرستم 
نه تا طبیعی و یکی مصنوعی 
که توش نوشته شده تا خشکیدن آخرین شاخه گل 
دوست دارم 
خط خطي شده بدست در یکشنبه 25 فروردین1387 ساعت 7:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرين خط خطي ها
درد و دل

برای دیدن تو روز شماری میکنم تا از راه برسی و مانند نسیم خنک بهاری خانه دلم رو تازه کنی
تاکی... دیگه چقدر انتظار در راه تو...
تو ای خورشید زیبای روزها و شبهایم
دگر کی طلوع خواهی کرد؟
فهرست اصلی
دوستان عاشق
خط خطي هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY